داستان دانش آموزان ما

اکتبر 2, 2017

نیما کودکی که زود مرد شد

قصه ی فرزندان دارالاکرام یکی از هزاران تصویر جدا شده از قاب زندگی کودکان مرد شده ای است که نیازمند بازگشتی دوباره به کودکی هستند.   […]
آوریل 25, 2018

یسرا دوباره قهرمان می شود

یسرا تمام سال های ابتدایی را در مدرسه شاگرد اول بوده هم قهرمانی استان وکشور را در رشته کیک بوکسینگ به دست آورده و راهی مسابقات […]
می 16, 2018

بیداری در خواب

دراز کشیده بود توی پشت بام خانه و ستاره ها را نگاه می کرد اینجا تنها جای خانه است که از در رو دیوارش غم نمی […]
اکتبر 28, 2020

تا شقایق هست زندگی باید….

این داستان بر اساس واقعیت نوشته شده است: تمام هیجانم را به دستانم سپردم  و تند تند سبزی  آش را با کمک مادر پاک کردم. قرار […]
نوامبر 4, 2020

دست سرنوشت

صدای اذان مغرب از مسجد شنیده می شد، پاهایش توان حرکت نداشت، کیف پر از کتابش را روی شانه اش جا به جا کرد، نگاهی به […]
مارس 15, 2022

دانش آموزان دارالاکرام: حاضر!

امروز محبوبه به مدرسه نیامد. سراغ اش را از دوست و همکلاسی اش ساره گرفتم. – خانم اجازه، محبوبه دیگر به مدرسه نمی آید. – چطور […]
فوریه 20, 2024

قصه‌ی علیرضا اول شد

علیرضا دانش‌آموز دارالاکرام خمین در بیست‌وپنجمین جشنواره‌ی بین‌المللی قصه‌گویی، مقام نخست را در میان نوجوانان به خود اختصاص داد. او ۱۷ سال دارد و ۴ سال […]
فوریه 20, 2024

الینا؛ دختری که داستان می‌نویسد

الینا دانش‌آموزِ پایه‌ی سوم دبستان است و فقط ٩ سال دارد. او یکی از اعضای خانه کرامتِ گرگان است و کمتر از یک سال از عضویتش […]
فوریه 20, 2024

گل‌نسا با رنگ و نخ و سوزن نقش می‌آفریند

گل‌نسا دختری از شهر خاش و دانش‌آموز پایه‌ی نهم متوسطه اول است. تنها دو ماه از عضویت او در خانه‌ی کرامت می‌گذرد. وقتی که ماه‌ها از […]